تبليغاتX
پـــرنـیـان

پـــرنـیـان

چند قدم همراهی برای شناختن آنچه که باید

روزگار

خداترس را بر رعیت گمار، که معمار ملک است پرهیزگار

بداندیش توست آن و خونخوار خلق، که نفع تو جوید در آزار خلق

ریاست به دست کسانی خطاست، که از دستشان دستها بر خداست

نکوکار  پرور نبیند بدی، چو بد پروری خصم خون خودی

مکافات موذی به مالش مکن، که بیخش برآورد باید ز بُن

مکن صبر بر عامل ظلم دوست، که از فربهی بایدش کند پوست

سر ِ گرگ باید هم اول برید، نه چون گوسفندان مردم درید

بوستان سعدی

پ.ن: دارم سعی میکنم دوباره برگردم به زندگی! ... زندگی؟! ...

بعدنوشت: امروز صبح حدود ساعت ده، برای انجام کاری به شهر رفتم، جلوی یکی از مساجد اصلی جمعیت زیادی جمع شده بودن، همه سیاه پوش، جلوتر که رفتم چهره جوونی توی قاب حجله دم مسجد بدجوری پکرم کرد، سرباز بوده، توی درگیری های این چند روزه تیر خورده بود ... چهره شکسته مادرش و ضجه های دل سوخته اش هنوز جلوی چشامه ... نمیدونم ما تا کی و برای چی باید تاوان بدیم ؟! ...

+ نوشته شده در  88/03/27ساعت 20  توسط مرجان  |